دنـــ ــیـــ ــا مـــ ــا پـــرنسس هـــا
×ورود پسرا ممنوع× ×دنیایی برای دختران×
خبری از خیلی هاتون چرا نیست گذاشتین کنار..! دارین ولی حداقل میتونین بیاین یک آپ کنید و یک نظری هم بزارید این توقع زیادی نیست...! خواهش می کنم هفته ای یک بار آپ کنید نظرم بدین خودتون حتما حتما لینک کنید...! در آینده خودم یک قالب خووووشگل میسازم بووووووووووووووووووووووس سلام به همه پرنسس ها خوشمل و مهربون ترتیب اعضا موضوع انتخاب کنه...!که بعدش ما در موردش بحث کنیم و مطلب بزاریم مطالب می تونه طنز غمگین شاد ....باشه خوب این هفته هم به ترتیب نویسندها این زحمتو میکشه فائزه همین جا موضوع و بنویس (بی زحمت) موضوع: فرض کنین اجازه دارین چند دقیقه به گذشته برگردین. چی رو تغییر میدین ؟! دوستووووووون داااااااااریم اینجایک وب دخترونه است. (گروهی) تو این وب بیشتر در مورد مشکلات دخترا بحث میکنیم و راه حلی برای مشکلاته هم میگیم. در مورد آرزو هامون چیز هایی که می خوایم بهشون برسیم شادیامون بحث می کنیم حتی خاطراتمون هم می تونیم بزاریم و چه طور باید تو جامعه باشیم. برای عضو شدن: اینجا هیچ قانونی نداااره برای اینکه اینجا جایی که هر جور دلمون می خواد رفتار می کنیم و از کسی دستور نمیگیریم البته باید آپ بکنیم و در مورد مشکلاتمون بحث کنیم اسمتون و آدرس وبتون بزارید رمزو می فرستم از نظر سن هرکی خواست بگه ....! و دیگه موردی نیست....! توجه: هر کی جلوی اسمش یک عکس یا آیکون بزاره اعضا مهربون وب: ۱ـ نیلوفر جووووون ۲ـ میتراجوووووون ۳- عطیه جوووون 3-مریم جووون پس شما کجایین ؟!!! من امتحان داشتم زیاد نمیومدم ، شما چرا دیگه سر نمیزنین دوستون دارم خوشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیدیم کسی به سوال فائزه جون جواب نداده گفتم من پرویی کنم و اولین نفری بدم که جواب میدم میدونی بچه ها من اگه اجازه داشتم به گذشته برگردم به کلاس اول راهنمایی اون جا یه ناظم داشتیم که خیلی به من گیر میداد دوست دارم برگردم به اون زمان ضایعش کنم اگه میتونستم جلوی چیزی رو بگیرم دوست داشتم جلوی فوت داییمو بگیرم ۳- پس از يافتن اولين مو در پشت لب احساس مردانگي نکنند و به فکر ازدواج نيفتند! جمعه 1390/09/18 وقتي يک پسر بحث نمي کند وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم وقتي يک پسر به تو خيره مي شود وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] مي فرستد وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند وقتي يک دختربحث نميکند وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم وقتي يک دختر به تو خيره مي شود وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده هرگاه خسته شدی... دلشکسته... غمگین... ملول... تنها... نا امید... تکرار کن((این نیز بگذرد)) تکرار کن بارها و بارها بخوان وحشت تنهایی،وقتی است که کسی را دوست نداشته باشی... خلقت زن برداخت. از گردي ماه " بيچش بيچکها"بيچ وتاب خزندگان"لرزش و ارتعاش علفها"سستي ني ها"تازگي و لطافت گلها" سبکي برگ ها"نابايداري باد"ترس خرگوش"غرور طاووس"تندي نگاه آهوان"روشني اشعه خورشيد"اشک ابرهاي تيره"نرمي کرک"سختي الماس"شيريني عسل"درندگي ببر"گرماي آتش"سردي برف"بر گويي زاغ" و صداي کبوتر را ترکيب کردو از آن( زن) را آفريدو به مرد داد. روزگار مرد سرشار از خوشي شد.زيرا که اکنون او کسي را داشت که لذتهايش را با او تقسيم کند.با اين همه بس از مدتي روي به درگاه خداوند آورد و گفت:خداوندا!اين موجود را که به من عطا کردي زندگي مرا تيره کرده است.دائما"وراجي مي کندو تحمل مرا به آخر رسانده است.هرگز مرا تنها نمي گذاردتوجه دائمي مي خواهد بي جهت فرياد مي کشدو هميشه تنبل است من آمده ام او را بس بدهم. خداوند او را بس گرفت. اما هشت روز بعد مرد به درگاه خداوند روي آوردو گفت:خداوند!از وقتي زن من رفته است زندگي من بوچ و بيهود است.و من خالي از زندگي ام.من به ياد مي آورم که چگونه او بر من مي تابيد وقتي خورشيد غروب مي کردو تاريکي اطراف را فرا مي گرفت چقدر زندگي من راحت و شيرين بود. خداوند دوباره زن را به او بس داد. اما يک ماه بعدمرد به خداوند روي آورد و گفت:خداي من!من قادر به درک او نيستم ولي اين را مي دانم که زن بيشتر از آن که سبب خوشبختي من باشد اسباب رنج و زحمت من است. خداوند باسخ داد:به راه خود رو وآنچه نيک است انجام ده. مرد اعتراض کنان گفت:اما من نمي توانم با او زندگي کنم. و خداوند گفت:و نه مي تواني بدون او زندگي کني. رفتم دستشویی پارک. تا توی دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت: سلام حالت خوبه؟ من اصلا عادت ندارم که توی دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم حرف زدن باهاش.اما نمیدونم اون روز چم شده بود که پاسخ واقعا خجالت آوری دادم: حالم خیلی توپه توپه... بعدش اون آقاهه پرسید:خوب چه خبر؟ چیکار میخوای بکنی؟ با خودم گفتم این دیگه چه سوالی بود؟؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم. برای همین گفتم: من هم مثل خودت فقط داشتم از اینجا رد میشدم... وقتی سوال بعدیشو شنیدم دیدم اوضاع داره یه جورایی ناجور میشه.به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تمام کنم. من میتونم بیام طرفای تو؟ آره سوال برام یکمی سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مودب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم مناسبتره.بخاطر همین بهش گفتم: نه الان یکم سرم شلوغه..! یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت: ببین من بعدا من باهات تماس میگیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سوال های من جواب می ده! چرا خدا مردها را از روي زمين برنمي دارد؟ اگه خدا مردها را نمي آفريد چي مي آفريد؟ اگر جمعيت مردها منقرض شود چه مي شود؟ 1.مگه قراره اتفاقي بيافته چه وقت مردها عاشق مي شوند؟ 1.چه وقت مردها عاشق نمي شوند! سیر تکاملی پسر ها!!!! ۱-تا دیروز میگفتن دوست ۲ختر امروز می گن داف. ۲-تا دیروز موهاشونوبا ژل سیخ می کردن امروز با انوگراف. ۳-تا دیروز ابروهاشونو بر میداشتن امروز تاتو میکنن. ۴-تا دیروز سفز می ترکوندن امروز اکس و ترامادول. ۵-تا دیروز اشغالارو دم در می زاشتن امروز خودشونم با اشغال وایمیستن دم در. ۶-تا دیروز شبا ساعت ۱ می خوابیدن امروز اصلا شبا خونه نمیان که بخوابنم!(کارتن خواب می شن) ۷-تا دیروز عطر کبری می زدن امروز noxa می زنن.(ولی بازم بو گند میدن. ۸-تا دیروز ۲خترارو سوار میکردن امروز به ۲خترا سواری میدن. ۹-تا دیروز ریش ایت اللهی می زاشتن امروزریش بزی. ۱۰-تا دیروز اتاری بازی میکردن امروز ۲ختر بازی میکنن. (همیشه ام game over میشن) ۱۱-تا دیروز با درودیوار عکس مینداختن امروز با در و داف. پسرا مثل کوه استوارن ولی مثل دشت پستن/مثل شییر قوین ولی مثل سوسک کثیفن/ مثل دریا خوش صدان ولی مثل مرداب لجنن/مثل سیب خوشمزه اند ولی مثل آلبالو کرم دارن/ تو یه کلام همشون مثل قرمز گرم هستن ولی مثل قهوه ای گووووووووووهن ابجای خودم سلام علیکم این شعرو تقدیم میکنم به نیلوفر جونم به ژاس تشکر از شعری که نوشته بود جیکرتو ابجی پسرا ژل ميزنن به اون موهاشون عينک ميزنن به اون چشاشون اوا خاک بر سراشون ريمل ميزنن به اون چشاشون ماتيک مي مالن به اون لباشون اوا خاک بر سراشون کراوات ميزنن خوشگلاشون واسه دوست دختراشون اوا خاک بر سراشون کلاسور ميزارن زير بغلاشون يه کت ميپوشن قد باباشون يکم ريش ميزارن نوک چونه هاشون پرفسور ميشن جون ننه هاشون اوا خاک بر سراشون شاعر:مرحوم خدا بيامرز زنده ياد خدا رحمتش کنه بهترین لحظه عمررررم لحظه ای بوود که واقعیتو بعد از یک سال فهمیدم با این که خیلی برام سخت بوود و خیلی سختی کشیددددم ولی وقتی همه چیزو فهمیدم غمو فرااموش کررردم برام خیلی خوب شد به نظرم این بهترین کاریه که خدااا کرد برام همیشه به مشکلاتتون خوب فکر کنید بعد میفهمین مشکلتون چه قدر به دردتون خورد و چه قدر براتون مفید بوده این بهترن کار در زندگی تونه حالا چون دخملای خوووووووووبی هستین برین ادامه .... منم روزای خوب تو زندگیم زیاد داشتم اما بهترین و زیبا ترین روز زندگیم روزی بود که بهم خبر دادن میتونم برم کربلا ژیش امام حسین(ع) وای قربونش برم باورتون نمیشه وقتی تو حرم اما حسین بودم احساس میگردم هیچ روزی به زیبای و قشنگی این روز وجود نداره.ایشاالله هرکی ارزو داره قسمتش بشه و رفت برا منم دعا کن باز قسمتم بشه روزهای قشنگ توی زندگیم زیاد داشتم.. .اما بهترینش روزی بود که قرار بود ماما و بابام از مکه بیان خیلی قشنگ بود واسم فرداش امتحان داشتم و یه عالمه کار .... رنجش دهم زجرش دهم زارش کنم خوارش کنم از بوسه های آتشین از خنده های دلنشین صد شعله در جانش کنم رامش کنم رامش کنم در پیش چشمش ساغری گیرم ز دست دلبری از ننگ آزارش دهم از غصه بیمارش کنم بندی به پایش افکنم گویم خداوندش منم چون بنده ای سودا زده کالای بازارش کنم گوید بیفزا قهر خود گویم بکاهم مهر خود گوید که کمتر کن جفا گویم که بسیارش کنم هر شامگه در خانه ای چابکتر از پروانه ای رقصم به هر بیگانه ای از خویش بیزارش کنم چون بینم آن شیدای من فارغ شد از سودای من منزل کنم در کوی وی باشد که دیدارش کنم گیسوی خود افشان کنم جادوی خود گویان کنم با گونه گون سوگندها بار دگر رامش کنم چون یار شد بار دگر کوشم بر آزار دگر تا این دل دیوانه را راضی به آزارش کنم راستی ببخشید دیر اومدم آخه این چند وقته همش مریض بودم و بیمارستان و سروم و..... ایشالا جبران کنم. بووووووووووووووووووووس. مواظب خوداتون باشید ميگم خدمتتون 1.دقت کردين بعضي سوووسکااا گير ميدن بهت هرچي با دمپايي ميزني تو سرشون بيشتر ميان طرفت!!!! 2.ديدين سوسک ها چقدر سگ جونن لهشون ميکني ولي هنوز شاخکاشونو تکون ميدن خووووووووب تا اينجا فک کنم منظورمو گرفته باشين!!!! خوب ميريم سراغ بقيه ي شباهت ها 3.مدل مووووووووو هاي پسرااااااا (با وجود تنها 2 تار مو!!! همونو با کلي چسب و تافت و ... سيخ مي کنن) 4.سوووسک موجود چندشيه (مثل پسر ها که خيلي چندشن) 5.سوسکااا رو هيچکي دوست نداره (البته من به استثنا ها کاري ندارم کلي گفتم)دقيقا مثه پسر هاااااااا 6.سوسک تنها حشره ايه که خوشگلش پيدا نميشه!!! مثل پسر که نسل خوشگلاش منقرض شده!!! 7.ميگن سوسکااا خيلي پيچيدن و محققا هنوز از زندگيشون سر در نياوردن درست مثل پسر جماعت که هيچ وقت نميفهمي پشته اي قيافه يه زشتش چيه!!!!بس که موزيييييييييي ان خوب فک کنم به اندازه ي کافي دليل اوردم واسه اينکه شما دختران محترم شباهت زيااااااااااد بين اين دو موجودو بفهمين پس الان ميشه به يه نکته اشاره کرد واسه من سواله که چرا دخترا با ديدن سوسک جيييييييغ ميزنن و در ميرن ولي با ديدن يه پسر..... نه واقعا خيلي واسم جالبه !!!!؟؟؟؟ اينکه بچه دختر باشد خوابي ميکشد و تو خواب حوريان بهشتي ميبيني همه جا ميپرسند: نام پدر؟ راستی نیلوفر جون اسم منو پرنسس زهرا لینک کن... عزیزانم من فردا کنکور دارم برام دعا کنید. فعلا برا امشب حرفی ندارم... دوستتون دارم . ایشاالله به کوری چشم مردا همه خوب باشین زنان و مردان با هم تفاوت دارند، در این نکته تردیدی نیست ولی بجای تاکید روی کیفیتهای منفی زن و مرد چرا روی نقاط مث ت آنان تکیه نکنیم؟ بیاییم از خانم ها شروع کنیم: زنان مهربان ، عاشق و دلسوزند. زنان وقتی که خوشحال هستند گریه میکنند. زنان برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه کارهای کوچکی انجام می دهند. آنان برای دست یابی فرزندانشان به بهترین چیزها از هیچ کاری دریغ نمی کنند. زنان قدرت این را دارند که حتی وقتی بسیار خسته هستند ونمی توانند روی پای خود بایستند،لبخند بزنند. آنان می دانند که چگونه یک وعده غذایی را به فرصت تبدیل کنند. زنان میدانند چگونه از پول خود بهترین بهره را ببرند. آنان میدانند چگونه یک دوست بیمار را تیمار کنند. زنان شادی و خنده را بدنیا ارزانی می کنند. زنان صادق و وفادارند. زنان در زیر آن ظاهر نرم، اراده پولادین دارند. آنان برای یاری رساندن به دوستی محتاج همه کار می کنند
کلا این وب بوسیدین
من می دونم فصل امتحانا هزارتا درد وسر![]()
بعد از این پست(پست ثابت)وجود دارد
قرار بود هر هفته یک نفر به
فائزه جون

![]()

![]()




دلم واسه همه تون تنگ شده بیاین دیگهههههههه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوست داشتم برگردم به ![]()
ودوست داشتم ![]()
![]()
۲-- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تيغه نکنند و after shave نزنند!
۴-در ميهمانيها و محافل خانوادگي احساس بامزگي نکنند و چرت و پرت نگويند!
۵-ادعاي با مرامي و با معرفتي و با وفايي و غيره نکنند!
۶-کت و شلوار صورتي با بلوز زرد نپوشند و کراوات قهوه اي نزنند!
۷-احساس با غيرتي نکنند و راه به راه به آبجي کوچيکه گير ندهند!
۸-از ? سالگي پشت ماشين باباشون نشينند و پدر ماشين رو در نيارند!
۹- چرت و پرت نگند و از خودشون تعريف نکنند!

سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگم... بوس بوس بوس
بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر
حرفي براي گفتن ندارد
حال وحوصله بحث کردن ندارد
يعني واقعا گيج شده است
يعني واقعا حالش خوبه
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند
بدون که براي همه "فوروارد" کرده
دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود)
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه
ميليونها فکر در سرش مي گذرد
عميقا مشغول فکر کردن است
يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
يعني اصلا حال خوبي ندارد
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي
توجه تو را طلب مي کند
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
يعني واقعا دوستت دارد
يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟
شوهر: Bad command or File name
زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel
زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch
زن: تو یک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default
زن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.
شوهر: Hard Disk Full
زن: ببینم میتونی بگی نقش من تو زندگی تو چیه؟
شوهر: Unknown Virus Detected
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error
زن: و رابطه تو با رئیست؟
شوهر: The only User with Write Permission
زن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا کامپیوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters
زن: خوب پس منم میرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed
زن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer



1. هدف خاصي نبود
2. گِل اضافه مونده بود
3. نسخه آزمايشي بود
4. اصلا کار خدا نبود
1.از نظر خدا مردها وجود خارجي ندارند
2.مگه ما روي زمين مرد هم داريم
3.وجود اينگونه از درندگان براي موازنه جمعيت روي زمين ضروري به نظر ميرسد
4.حالا چه عجله ايه؟
1.چيز خاصي نمي آفريد
2.پيراشکي
3.خروس دريايي
4.فضاي خالي
2.خارشتر کوير لوت که آفت نداره
3.اکوسيستم به شرايط بدون انگل برمي گردد
4.يه هيولا کمتر دنيا قشنگتر
2.هر وقت مامانشون بگه
3.چون يکدفعه مي شوند خودشان هم نمي دانند که کي مي شوند
4.يک روز از همين روزا !
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۲- در وسايل نقليه و مکان هاي عمومي کسي از من توقع ندارد جايم را به يک خانم بدهم.
۳- هيچ يک از جنگ افروزان بزرگ دنيا همجنس من نبودند.
۴- من مظهر زادن و زندگي (زن) هستم نه مظهر مردن ومرگ(مرد)!
۵- مفتخرم که تا به حال هيچ کدام ازهمجنسانم به زور به کسي از جنس مخالفش تجاوز نکرده است.
۶-حق تقدم با من است.
۷- عشقم را بيهوده خرج نمي کنم. اسکاروايلد مي گويد:" مردها مي توانند چيزهاي پست و بي ارزش را دوست بدارند اما زنان تنها چيزهايي را مي توانند دوست بدارند که برايشان عزيز و قابل پرستش باشد."
۸- من موجودي پيچيده وجالب توجهم. اکتاويو پاز مي گويد:" زن سرزميني است بيگانه که مرد هيچ گاه جاده اي اصلي اش را ياد نمي گيرد."
۹-مردها هيچ پيچيدگي ندارند و همه ، جاده هاي اصلي آنها را بلدند: جاده شکم و جاده زير شکم!
۱۰- به قول"وارن فارل"، من اگر نخواهم ازدواج کنم اسمش را مي گذارند"عشق به استقلال اجتماعي"، اما وقتي يک مرد از ازدواج سرباز مي زند، اسمش مي شود"ترس ازمسووليت اجتماعي"!
۱۱- با ازدواج دنيا براي من به پايان نمي رسد!
۱۲- در خيابان با ديدن بعضي از افراد جنس مخالف، راه رفتن برايم سخت نمي شود!
۱۳- اسامي مثبت و خوب، مثل خورشيد خانم همجنس منند و اسامي منفي و بد مثل آقا گرگه همجنس مرد!
۱۴-به قول تولستوي من در هنگام گرفتاري به گريه متوسل مي شوم اما مرد به دروغ. گريه وسيله موجه تري است!
۱۵- حسادت هايم را مي پذيرم و آنها را با عنوان"غيرت" توجيه نمي کنم.
۱۶- همسرم در دوهنگام نمي تواند مرا بشناسد: قبل از ازدواج و بعد از ازدواج!
۱۷-با وجود ادعاي زور بازو و قواي جسماني بيشتر، وقتي دستم را مي برم طوري رفتار نمي کنم که انگار زخم شمشير خورده ام. با يک سرماخوردگي ساده خودم را سه روز تمام بستري نمي کنم و از اطرافيانم توقع ندارم همه به خدمت من درآيند.
۱۸-فرانک اکانر مي گويد:"هيچ مردي در مقابل زيبايي هاي زن(من!)، آنتي فمينيست نيست!"
... تغيير دادن مواضع مرد به همين سادگي است!
۱۹- ... يک مرد است!(در جاي خالي مي توانيد اسم غيرقابل تحمل ترين مردي را که اين روزها مي شناسيم بگذاريد!)
![]()
حرف های پرنسس جووون
يکي از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد: چرا اينهمه زمان صرف اين مخلوق مي کنيد؟
خداوند فرمود:
آيا از تمام خصوصياتي که براي شکل دادنش مي خواهم در او بکار ببرم اطلاع داريد؟
او بايد قابل شستشو باشد، اما نه از جنس پلاستيک، با بيش از دويست قسمت متحرک با قابليت جايگزيني. او آنها را بايد براي توليد انواع غذاها بکار ببرد، او بايد قادر باشد چند کودک را همزمان در بغل بگيرد، آغوشش را براي التيام بخشيدن به هر چيزي از يک زانوي زخمي گرفته تا يک قلب شکسته بگشايد. او بايد تمام اينکارها را با دو دست خود انجام بدهد.
فرشته تحت تأثير قرار گرفت.
”فقط با دو دستش... اين غير ممکن است!“
و آيا اين يک مدل استاندارد است؟
”اينهمه کار براي يک روز ... تا فردا صبر کن و آنوقت او را کامل کن”
خدا فرمود: اينکار را نخواهم کرد و خيلي زود اين موجود را که محبوب دلم است، کامل خواهم کرد.
وقتي که ناخوش است، از خودش مراقبت مي کند. او مي تواند 18 ساعت در روز کار کند.
فرشته نزديکتر آمد و زن را لمس کرد.
”اما اي خدا، او را بسيار لطيف آفريدي.“
خداوند فرمود: بله او لطيف است، اما او را قوي نيز ساخته ام. نمي تواني تصور کني که او چه سختيهايي را مي تواند تحمل کند و بر آن فائق شود.
فرشته پرسيد آيا او مي تواند فکر کند؟
خداوند پاسخ داد: نه تنها مي تواند فکر کند، بلکه مي تواند استدلال و بحث کند.
فرشته گونه هاي زن را لمس کرد.
” خدايا، بنظر مي رسد اين موجود چکه مي کند! شما مسئوليت بسيار زيادي بر دوش او گذاشته اي.“
”او چکه نمي کند.... اين اشک است“ خداوند گفته فرشته را اصلاح کرد.
فرشته پرسيد ”اين اشک به چه کار مي آيد؟“
و خداوند فرمود:”اشکها وسيله او براي بيان غم هاو ترديدهايش، عشق اش و تنهايي اش، تحمل رنجها و غرور اش است.“
اين گفته فرشته را بسيار تحت تأثير قرار داد و گفت ”خدايا تو نابغه اي.
تو فکر همه چيز را کرده اي. زن واقعا موجود شگفت انگيزي است.“
آري او واقعاًشگفت انگيز است! زن تواناييهايي دارد که مرد را شگفت زده مي کند. او مشکلات را پشت سر مي گذارد و مسئوليتهاي سنگين را بر دوش مي کشد.
او شادي، عشق و انديشه را با هم دارد. او مي خندد هنگامي که احساسي شبيه جيغ کشيدن دارد.
او آواز مي خواند وقتي احساسي شبيه گريه کردن دارد، وقتي که خوشحال است گريه مي کند و وقتي که ترسيده است مي خندد.
او براي آنچه اعتقاد دارد مبارزه مي کند و عليه بي عدالتي مي ايستد.
وقتي که راه حل بهتري بيابد، براي جواب دادن از کلمه ”نه“ استفاده نمي کند. او خودش را وقف پيشرفت خانواده اش مي کند. او دوست پريشان حالش را نزد پزشک مي برد.
عشق او مطلق و بدون قيد و شرط است.
وقتي فرزندانش موفق مي شوند گريه مي کند. و از اينکه دوستانش روزگار خوشي دارند خوشحال مي شود.او از شنيدن خبر تولد و عروسي شاد مي شود.
وقتي دوستان و نزديکان او فوت مي کنند دلش مي شکند.
ولي او براي فائق آمدن بر زندگي نيرو مي گيرد.
او مي داند که يک بوسه و يک آغوش مي تواند يک دل شکسته را التيام بخشد.
او فقط يک اشکال دارد.
فراموش مي کند که او چه ارزشي دارد... ..............
او درد ميکشد و تو نگران از
او ميزايد و تو برايش نام انتخاب ميکني
او بي
او مادر ميشود و ![]()
![]()
![]()
![]()

![]()







![]()
![]()
![]()

به نظر من:![]()
![]()
![]()
| ananazi&sajjad |

.gif)









